چه صدای عریانی دارد این گیتار بی کلام
این همه شب بیداری و هنوز این خودکار با کاغذ منتظر لجاجت می کند
دارم غرق می شوم لابه لای کاغذهایی که مچاله شده
حتی این زیرسیگار هم دارد وسط اتاق عق می زند
آی مردم،
حتی دهخدا هم
برای جمله سازی حرفهای زخمی کم آورده
بلبل زبانی های گیتارم، نوشتن را از پا می اندازد
هی در اتاق بی پنجره ام دود و بوی نم نوشخار می کنم
عمر این دست و پا زدن به اندازه آخرین سیگاری است که برایم مانده
بی حاصل می روم بخوابم
این پاکت وینستون لایت هم رفیق نیمه راه شد
خسته شدم از همخوابگی با آلبومی که حتی جلد هم دارد
اما شعر هنوز ندارد
Advertisement